محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
321
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
توازن را ميان سود و زيان برقرار مىكند ، برخوردارى از دانش و حكمت است . ( قد سمّاه أشباه الناس عالما و ليس به ) امام على عليه السّلام عبارتهاى « اشباه الناس » و « اشباه الرجال » را براى نادانانى به كار مىبرد كه سود و زيانشان را نمىشناسند و بزدلانى كه از جهاد و نبرد در راه حفظ آزادى و كرامت خويش مىگريزند . اينگونه بيان ، كنايى و مجازى نيست ؛ چه آن كه واژه « رجل » به معناى مرد از « رجولة » به معناى مردانگى گرفته شده و به شجاعت و پايدارى بر سختيها اشاره دارد و از سخنان امام عليه السّلام است كه : « ارزش مرد به اندازه همّت اوست » « 1 » ( بكّر فاستكثر من جمع ، ما قلّ منه خير ممّا كثر ) هر آن چه انسان را از جهل و ترس و فقر رهايى داده و به سوى حياتى بهتر رهنمون شود ، خير و نيكى ، و حق زيبايى است ؛ هرچند در مقايسه با چيزهاى ديگر ، اندك به نظر برسد و اين ، معناى خير و نيكى در نگاه امام عليه السّلام است و ديگر سخنان او نيز اين برداشت را تاييد مىكنند : « نيكترين شهرها ، آن است كه پذيراى تو باشد . » « 2 » و « سخن خير ، آن است كه نفعى را در پى داشته باشد . » و « در دانشى كه نفعى نرساند ، خيرى نيست . » « 3 » ( حتّى إذا ارتوى من ماء آجن ) امام عليه السّلام از بدعتها و نادانيها و خرافات به آب متعفن و بدمزهاى كنايه مىزند كه رنگش تغيير كرده است . ( و اكتثر من غير
--> ( 1 ) . « قدر الرّجل على قدر همّته » نهجالبلاغه : قصار 46 . ( 2 ) . « خير البلاد ما حملك » نهجالبلاغه : قصار 435 . ( 3 ) . « فإنّ خير القول ما نفع » و « لا خير في علم لا ينفع » نهجالبلاغه : نامه 31 .